تبليغاتX
تکیه بر بال نسیم چنگ در گیسوی بید


ُسلام

من یه فلسفه ای برای خودم دارم و خیلی هم به این موضوع اعتقاد دارم. حالا میگم ,بیبینین که عین واقعیت نیست آیا؟

به نظر من زندگیه آدم قبل از ازدواج مثل زندگیه بشر روی زمینه. یعنی عالی نیست. اما قید و بندی هم نداره. هر کار عشقش بکشه میکنه. هر چی خواست میپوشه هر چی خواست میخوره. هر مدل خواست خودشو بزک دوزک میکنه. با هر کی خواست دوست میشه. بار هرکی خواست رفت و آمد میکنه. هر وقت عشقش کشید میخوابه هر وقت خواست بلند میشه. به کسی هم چی؟؟؟ دخلی نداره... در واقع آقای خودشه!!! رییس خودشه.

اماااا...اما اون روزی که خدا میزنه پس کلۀ آدم. نمیدونم کور میشه؟ کر میشه؟ خر میشه؟ نونش نبود آبش نبود آخه چش بود که فیلش یاد هندستون میکنه و میخواد برای خودش همسر بگیره!!!!
حالا من نوشتم همسر شما بخون سر خر ( بله زن و مردش هم فرقی نداره آبجی. هر دوتاش بلای جونن برای طرف مقابلشون) دقیقا در اون لحظه است که طرف دچار مرگ مغزی میشه فووت میکنه. بله اصلا به نظر من تاریخ فوت روی سنگ قبر باید این روز نوشته بشه "روزی که خر طرف دم در آورد"
خلاصه از این لحظه است که آدم وارد عالم برزخ میشه. اوه اوه اوه. چه دورانه گندی. چه دوران یبسی. چه دوران مزخرفی. تا حالا که رفتین دندون سازی که؟ دیدین وقتی آدم تو اطاق انتظار نشسته حالش خوبه. پاشو که تو مطب دکتر میزاره ها به غلط کردن میفته. اما دییییییده نمیشه!
بله در این لحظات مثلا عسلی (زهرمار) روزی نمیگزه که آدم به ... خوردن خودش پشیمون نباشه
دایم داره شرایط و میسنجه ببینه کارش درست بوده یا نه. هی طرفشو سبک سنگین میکنه

در این دورانه که بعضی ها که مغزشون به طوره کامل ناک اووت نشده سر عقل میان جان مبارک کف دست گذاشته میگریزن یعنی در میرن!
اما به هر حال یه عدۀ زیادی هم هستن که این قدر خوش شانس نیستن. یا کلا قاطی کردن یا مثلا اسمش و میزارن عشق!!!! زززززززرشک!
بله این آدمای زرشکی اونایی هستن مثلا بوق میزن بووق بوووووووق بوبوق بووووووووقه ریتمش یا زنگ در فرق نمیکنه. هر اتفاقی که میفته دااااری دارییی رام دااااری داری دارییی رییام میکنن. زنشو نو که میبینن میگن گل به سر عروس یالا دامادو ببوس یالا!!! اییییییین طور آدمایی هستن. نه خداییش به عقلشون شک نمیکنین شما؟؟؟؟

بله دیگه مه و خورشید و فلک در کار میشن و آدم دومین اشتباه بزرگ زندگیشو به طور موفقیت آمیز انجام میده. یعنی چی؟ ازدواااااااج میکنه!!! اسمشو میزاریم عملیات روزه رستاخیز. یعنی همه حتی فسیلهای فامیل جمع میشن تا شاهد مرگ و بعد دوباره زنده شدن این دو زوج عاااشق باشن

بله دیگه اسمش هم روش بود دیگه. شما دوباره زنده میشی. یعنی نزدیکه که دور از جون عقل چی؟ دوباره در شما ظاهر بشه. اما اون اوایل چون خطوط کمی شلوغه فرکانسا واضح نیست... نیست به اون صورت!!!! آآقا کجا؟؟؟ حواست اینجا باشه.

داشتم میگفتم. و از اون لحظه به بعد هست که یا نامۀ اعمالتونو به دسته راستتون میدن میرین بهشت

یا به افتخار اینکه بی زحمت و مجانی زندگی و برای طرف مقابل جهنم کردین حقوق بگیر میشین و ملائک ماهی پن قرون میریزن به حسابتون تو آسمونا. چرا چون کلی از باره زحمته اونا کم کردین دیگه!!
به به اون وقت فکر میکنین تارک دینا شدین راه فرار هم نیست. زندگیتون به مویی بنده تازه چیزی هم زیره پاتون نیست. .... شرح نداره این یکی. دپرسیون میگیرین یا شاید هم جنون. زندگیتون میشه یه مبارزۀ همه جانبه
و در آخر یا معتاد میشین یا عصبی و پریشون یاااااااااا بچه دار

آفرییییییییین. کسی هم به شما اعتراضی نمیکنه. چون شما پا جای پای اجدادتون گذاشتین. تبارک ا..

خلاصه گفتم بدونین شما خواه پند گیر خواههه زن بگیر!!!

همین



نوشته شده توسط: هابیت





نوشته شده توسط hobbit در ساعت 11:47 | لینک  | 

ُسلام

روبه روی هم نشسته بودن. انگار آمده بودن سنگاشونو از هم وا بکنن و برن شاید هم بمونن. خودشون هم نمیدونستن. مشکل دقیقا اینجا بود, بعد از این همه سال هنوز خودشون هم نمیدونستن! 

امروز آمده بودن, نه مثل اون موقع ها که هنوز کلشون بوی قرمه سبزی میداد و بحث هاشون آخر فیلم هنری بود, با هم صحبت کنن. نمیخواستن ادعای فرهنگ و سواد بکنن. نمیخواستن قلنبه قلنبه صحبت کنن. میخواسن بی پرده حرف بزنن. ساده. بی آلایش. بی سرخ آب سفید آب برای پوست و موی دردشون. عین نون سنگک خودمونی.

پرسید: دردت چیه؟

جواب داد: گفتنی نیست. باید حسش کرد. فک کنم دیگه  خسته شدم.

گفت: داری زودی میبریا؟

جواب داد: آره خوب. دو سال زوده. اقلا میباست 10 سالی بسوزم و بسازم.

پرسید: آخه چه کنم. چه کار کنم که تو اینجوری فکر نکنی.

جواب داد: نمیدونم

.......

گفت: باشه قبول. اما همش تقصیر من نبود. بود؟

جواب داد: نه نبود.

گفت: تو نذاشتی من بهت نزدیک بشم.

جواب داد: قبول. اما همون قدر که من خشک بودم تو بی سیاست بودی. میخواستم وجودت کنار من باعث بشه احساس کنم خاصم. یه موجوده استثنایی که خدا برات فرستاده تا زندگی تو رنگ و بو بده. میخواستم برات استثنایی باشم و این و احساس کنم. میخواستم تو هم برای من یه معجزه باشی. اما به نظرم نشد. یعنی... نشدیم.

اینبار چیزی برای گفتن نداشت.

....

بله خواستم بدونین. مرد و زن فرقی نداره. درسته آدما نیاز دارن بشنون که دوسشون دارین. اما بدونین. فقط گفتنش کافی نیست. یک نیاز بالاتری در هر شخصی وجود داره. که اگر این نیاز بر طرف نشه هیچ وقت زندگی براش شیرین نمیشه.

بزارین طرف مقابلتون با تمام سلولهای وجودش احساس کنه که برای شما همون معجزۀ استثنایی بوده. بزارین احساس خاص بودن بهش دست بده. این مشکل ماهاست. درده ما اینه. ما به توجه احتیاج داریم اما خودمون هم گاهی نمیفهمیم. یا اگه بفهمیم از خودمون کم توقعیمون میشه. مگه بچه ایم ما!!! برای همین دنبال یه بهانۀ بهتر میگردیم برای توجیح این درد. میچسبونیمش به بی پولی, خونه, کار, ماشین.

بابا دیگه چرا به خودمون دروغ میگیم. کیه که وقتی مریض میشه دلش نخواد یکی بغلش کنه و بهش بگه خوووب میشی. یا وقتی خواب بد میبینه کسی کنارش بیدار بمونه تا اون خوابش ببره. همه چیز و پیچیده, فلسفی نکین.

یاد بگیرین وقتی نیاز دارین لب و لوچتونو آویزون بکنین و بگین من دچار کمبود توجه شدم لطفا به من توجه کن!

والا

همین


پ ن: راستی یادتون نره. شما مرکز جهان نیستین که قرار باشه همه کار و بارشون و بزارن کنار و به شما توجه کنن. نهههه شمام باید چشم و گوشتو باز کنی.

پ ن2: تولد اماممممممممم رضا (ع) سلام مباااااااااااارک امیدوارم همه عیدی های خوبی بگیرین! :)

پ ن3: مامان میگن آدم مگه روز تولد کادو میده میگیره!!!


نوشته شده توسط hobbit در ساعت 22:30 | لینک  | 

سلام

MPEG-4 پسوندی است برای نشان دادن فایلهای دانلود شده از   Apple iTunes مانند فیلم ها, سریالهای تلویزیونی  , ویدیو کلیپها و آهنگها. MPEG-4 مانند یک فایل mp4 است با این تفاوت که ممکن است توسط       copy right حفاظت شده باشد. اگر فایل m4v شما توسط قانون copy right حفاظت شده باشد فقط میتوان آن را توسط برنامۀ I  Tune اصل دید. ( خوشبختانه تو مملکت ما از این خبر ها نیست )

در غیر این صورت ( این شامل ما میشه دوست عزیز ) با عوض کردن پسوند فایل از mv4 به mp4 فایل توسط کامپیوتر شما شناخته شده و توسط دیگر برنامه ها مانند ( media player یا Kmplayer ) هم قابل رویت میباشد. 

خوب انشالا کارت راه افتاده باشه.

همین


نوشته شده توسط hobbit در ساعت 23:50 | لینک  | 

اهم اهم

خوب دیدم حالا که قرار به کمک و اینا شده بیام خودم اولین قدم و بردارم و یکه "کارگاه مشکل گشایی صلواتی" راه بندازم.

والا اون روز که ما این وبلاگ جان و راه انداختیم کلی مشکلات سر راهمون بود. نیست که در این زمینه کلی بیق بودیم و ااار رو از بر تشخیص نمیدادیم کلی سختی کشیدیم تا یک سرو سامون دادیم بهش. یک مشکل اساسی که داشتم راه انداختنه آرشیوه موضوعی وبلاگم بود.

و عینا بعد کلی سرچ در اینترنت و بیل زدن توی انواع وبلاگ ها به سختی  به پاسخ سوالم رسیدم.

حالا برای شما دوست عزیز که میخوای آرشیو موضوعی راه بندازی

اول: دادن نام کاربری و رمز ورود وارد "میز کار" وبلاگت بشو.

دوم: روی "موضوعات مطالب" که گوشۀ به اصطلاح میز کارته کلیک کن

سوم: حالا برای دسته بندی مطالبت اسم های مناسب و انتخاب کن

چهارم: حالا تایید کن

پنج: از این به بعد هر مطلبی که بنویسی زیرش " انتخاب موضوع مطالب" میاد. و میتونی مطلبت و بلافاصله دسته بندی کنی. یا اگر به موضوع خاصی مربوط نباشه بیخیالش بشی


بله این بود از راهنمایی امروز. خواهش میکنم. امیدوارم مفید بوده باشه......

حالا اگر دوست داری میتونی بگی " الهی خیر از جونیت ببینی! یا انشالا سبز بخت بشی! یا کارت هیچ وقت گیر نکنه! یا انشالا  سالم و پولداااااار دل شاد باشی همیشه که دل ما رو شاد کردی." یا هر دعای خیر و باحالی که به ذهنتون میرسه! 

من هم ممنون




نوشته شده توسط hobbit در ساعت 22:49 | لینک  | 

سلام. میگن ذکات علم یاد دادنه اونه. من عالم نیستم. اما دیروز اتفاقی افتاد که فکر کردم دونستنه این مطلبی که میخوام بگم برای همه لازمه. پس لطفا اگر این و خوندین به بقیه هم یاد بدین.

حتما تا حالا دیدین  افرادی که در یک تصادف سرشون ضربه میخوره. یا اصلا چرا راه دور بریم مثلا میخورن زمین  و سرشون به جایی میخوره. تا یک مدت کوتاهی بعد از ضربه کمی گیج میزنن اما خیلی زود سرو مرو گنده پا میشن و میرن دنبال کارشون انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. بعد یک دفعه فرداش خبره فوتشون رو میشنوین و حسابی شکه میشین.

من خودم به شخصه چندین بار از این خبر ها شنیدم. نمونمش یک پسر جوون بوده که تصادف میکنه و سرش ضرب میخوره. اما وقتی میبینه که حالش خوبه و ظاهرا  طوریش نشده رضایت میده اون طرفی که زده بهش بره. و خودش هم میره خونه. سالم سر حال. و فقط یک اشارۀ کوچیک میکنه که تصادف کرده. متاسفانه شب که میخوابه صبح دیگه بلند نمیشه!

و اینجاست که جای تاسفه. اگر اطرافیان این ادم فقط این سه مطلب کوچیک رو میدونستن کار این جوون به اینجا نمیکشید.

در شرایط مشابه از فرد صدمه دیده بخواین این سه کار رو انجام بده. با دیدن کوچکترین اختلال در انجام این سه مورد هر چه سریعتر فرد را به بیمارستان برسانید.

1. از او بخواهید بخندد

2. از او بخواهید هر دو دستش را به طور همزمان بالا بیاورد. ( مثل وقتی پلیس میگه دستا بالا)

3. از او بخواهید یک جملۀ ساده را تکرار کند. مثل " امروز یک روز خوب و آفتابی است"

دوباره تکرار میکنم با دیدن هر گونه اختلال در انجام موارد بالا هر چه سریعتر شخص را به بیمارستان برسانید.

به نظر من کلا بعد از همچین ضرباتی چه احساس مشکل کردید چه نه حتما به دکتر متخصص مراجعه بکنین. چون زندگیه ادم چیز با ارزشیه.

ممکنه هیچ مشکلی هم نداشته باشین. اما به هر حال یه فرقی بین شما و اون متخصص که نصف بیشتر عمر مفیدش رو صرف مطالعه و تحقیق روی این موضوعات کرده باید باشه.

حتما این موضوع رو با دوستانتون هم در میون بزارین. شاید به همین راحتی بتونین جون یک نفر رو نجات بدین یا حتی جون خودتونو!

متشکرم


نوشته شده توسط hobbit در ساعت 12:55 | لینک  |