
سلام
اگر بگم امروز قلبم حسابی از دست همسفرم شکسته چی داری بهم بگی؟؟؟!
اینکه " تو مگه قلب داشتی؟ "
بی انصاف نباش. یعنی تا حالا ندیدیش؟ یعنی من این قدر نقشمو خوب بازی کردم که هیچ کس شک نکرد به اینکه منم قلب تپنده ای دارم.
از بچگی از بازیگر شدن متنفر بودم. میگفتم " نمیتونم دروغ بگم. نمیتونم برم تو قالب کسی که من نیست" امروز اما فهمیدم چه بازیگر چیره دستی شدم. چه خوب میرم تو قالب کسی که من نیست. چه خوب این همه سال.... بگذریم!
زندگی زیباست. بله البته من منکرش نیستم اما هر کسی بلد نیست زندگیشو زیبا زندگی کنه.
آره عزیزم امروز روم به توست. میدونم که گذرت به اینجا نمیفته و شاید هیچ وقت نشنوی حرفهای منو. راستی مگه از همین قضیه دعوامون شروع نشد " تو هیچ وقت حرفهای دلتو به من نمیگی! " منم گفتم " من حرفی برای گفتن ندارم " او وقت تو بیشتر ناراحت شدی اون وقت من هم از دست خودم ناراحت شدم. اما تقصیر من نیست. به من یاد دادن سخت اعتماد کنم, دیر اعتماد کنم. من یاد گرفتم بیش تر از هر چیزی احساساته خودمو بقل کنم و مواظب باشم کسی بهشون آسیب نرسونه. میدونی وقتی سالها از چیزی مراقبت کنی با چنگ دندون کم کم سرد میشی سخت میشی عین فولاد هم سرد هم سخت هم شکننده.
ای کاش میشد یک روز صبح بلند شد و یک آدم جدیدی بود. میدونی قبول این اتفاق برای اطرافیان سخت تر از خوده آدمه. پس بهتره بگیم ای کاش میشد یک روز صبح بلند میشدم و میزاشتن یک آدم جدید باشم. قبولم میکردن.
خسته شدم. واقعا خسته شدم! و تو دیگه دستتو دراز نمیکنی که اشکهای یخی من و پاک کنی. چرا؟ تو که میگفتی تا آخرش هستی.
همین
