<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تکیه بر بال نسیم چنگ در گیسوی بید</title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 09 Nov 2009 12:07:06 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سوال بی جواب</title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>سلام&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سوالی داشتم. با توام. تو آرامشه مرا ندیدی؟؟؟؟ نه؟ مطمئنم همین جاها گذاشته بودمش. یادم هست داده بودمش دست تو. کجا گذاشتیش؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;گفتی میگذارم کنار خوشبختیت. گفتی هر دو در دست من جایشان امن است. پس چی شد؟ مگر نمیبینی اشکهای من را که از چشمانم جاری است. مگر بی تابیه مرا نمیبینی. میخواهی بگذاری من هم آّب شوم و از دستانت بروم؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;چرا؟  چراااااااااااااا&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 12:07:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=124</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوست داشتن یا دوست نداشتن مساله این است! </title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description>
سلام&lt;p&gt;دوست داشتن یا دوست نداشتن مساله این است! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به نظر من آدمها به دو دسته تقسیم میشن. اون عده ای که عاشقن و اون عده ای که عاشق نیستن اما دلشون میخواست که عاشق باشن! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;شما  جزو کدوم دسته هستین؟؟؟&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 09:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=123</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آدرس دقیق کوچۀ علی چپ خدمتتون هست؟</title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-122.aspx</link>
<description>سلام&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;خوب هستین. منم هییییییییی بدی نیستم. راستش خانوم والده شبی دیگه طاقت نیاوردن و بعده سالی ماهی من و در سه گوش آشپزخانه خفت کردن که &quot;تووووو چتههه مادر؟؟؟؟؟؟؟؟ ها؟ چرا این جوری هستی؟&quot; یا به قول ما بر وبجس بی تربیته امروزی چه مرگیته؟ &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;من اولش صاف سر خرمو کج کردم طرف کوچۀ علی چپ &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/bl4.gif&quot; /&gt;فورا تکذیب و انکار که نهههههه بابا من خوبم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;20&quot; width=&quot;20&quot; src=&quot;http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/44.gif&quot; /&gt; شما چرا همچین فکری میکنی مادر جان. اما خوب از قدیم گفتن خر چموش سوار یک دنده میخواد. مامان ما هم دست وردار نبودددد که نبود. نمیدونم همۀ مامانها این جورین یا فقط مامانه ما در این مواقع همچین تو چشمای آدم خیره میشن. بعد آدم تو دلش به خودش میگه &quot; خاااااااک بر سره خرت کنن. خودتو لو دادی بددد بخت کانگرو!بی لیاقت &quot; نمیشه خوب. نمیشه آدم تو چشم  مامانش نگا کنه و دروغ بگه داداشه من.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای همین فورا سرمو انداختم پایین. و خوب تسلیم شدم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به هر حال بالاخره لب به سخن گشودیم و قسمتی از واقعیات زندگانیی خویش را که البته به دقت گلچین شده بود و هیچ وقت بر کسی فاش نکرده بودیم به زبون آوردیم ( حالا فکر نکین بنده کارمند (نا)(سا) هستم و قسم خوردم راز دار باشم ها!نه) اما عادت ندارم هیییییچ وقت در مورده مشکلاتم با کسی صحبت کنم. مامانم و خیلی ها اعتقاد دارن چون خیلی فکر میکنم عاقلم و از دماغ فیل افتادم و از خود راضی هستم این جوریم. اما واقعیت اینه که همیشه بقیه آمدن و مشکلاتشو نو به من گفتن ولی هیچ وقت هیچچچ کس از من نپرسیده بود. برای همین منم کم کم این عادت درم نهادینه شده بود که سر مردومو با مشکلاتم آسفالت نکنم! &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/bb1.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به هر حال همچین واقعیات و یه جوری که خیلی هم بد به نظر نرسه مرتب تحویل خانوم والده دادم. یه جوری که حتی خودم هم باورم شده بود که نه اصلا قضیه مهمی نیست &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/bd2.gif&quot; /&gt;الان هم مشکل حل نشده اما باز همین که گفته شد باری بود که از روی دوش من برداشته شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;هنوز هم برای خودم خیلی متاسفم. چون به قولی روزگارم برخلاف آرزوهام گذشته تا الان. اما هنوز از خیلی های دیگه خوشششششششششبخت تر هستم. خخخخخخخیلییی زیاد. هنوز عااااااااشقه خدامم. برخلاف خیلی ها که فکر میکنن خدا باهاشون لجه فکر میکنم خدااااااا خیلیییییی دوسم داره.  تازه یه چیز جالب و هم کشف کردم. این بلاهای بزرگ بزرگ نیستن که آدم و درب و داغون میکنن. نه. بر عکس. همیشه مسخره ترین و بی معنی ترین دلایل هستن که عین کرم میرن تو روح آدم و آروم آروم میخورنش. اما چون کوچیکن آدم دیر به فکر میفته. و همه میدونن گاهی خیلی خیلی زود دیر میشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مراقب خودتون باشین و بیش از کس و هر چیزی برای خودتون ارزش و اهمیت قایل بشین. به هر حال خدا از روح خودش در شما دمیده! کم چیزی نیست.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 20:30:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=122</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-122.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>100% بدون عنوان</title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-121.aspx</link>
<description>سلام&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آخ که مردم از بس کسی نیست که من باهاش 4 کلوم درد و دل کنم. آآآآآاخ که چه قده دلم برای دیدن رویه ماه ID های دوستان توی yahoo messenger تنگ شده. الان چند روزه که نمیتونم بازش کنم&lt;img height=&quot;72&quot; width=&quot;72&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/129fs3647527.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن: کشتی هایی که دچار مشکل میشوند و نیاز به کمک دارند معمولا پیام sos را به اطراف و اکناف ارسال میکنند تا اگر کسی آن را دریافت کرد به کمکشان بیاید. ما آدمها وقتی نیاز به کمک داشته باشیم چه پیامی را مخابره میکنیم؟؟؟ اصلا کسی آن طرف خط نشسته که به کمک ما بیاید؟&lt;img src=&quot;http://www.millan.net/minimations/smileys/boredsmiley.gif&quot; /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;همین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 21:17:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=121</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-121.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بعدا </title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-120.aspx</link>
<description>ُسلام&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این روزها روزۀ سکوت گرفته ام. باور کنید. همۀ حرفهای زده شده ام خلاصه میشوند به اینجا و همۀ حرفهای نزده ام خلاصه میشوند در ناکجا آّباد. اصلا شاید روزی برسد که دیگر با خودم هم حرفی برای گفتن نداشته باشم. عالم عجیبی ست. بله. اسکارلت را یادتان هست. همیشه میگفت بعدا به این موضوع فکر میکنم. من هم مشغول تمرین این &quot;بعدا به این موضوع فکر میکنم&quot; هستم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما از من به شما نصیحت این کار را نکید. چون مثل بی حسیه موضعی و کوتاه مدت میماند. وقتی اثرش رفت جایش بیشتر درد میگیرد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;روح بیمار جسم را هم بیمار میکند. چه عجیب. به نظر من این ثابت میکند روح از جسم جدا نیست. در ضمن به نظر من روح دست و پا چلفتی تر هم هست. همیشه زمین میخورد. زود زخمی میشود. جایش هم بیشتر درد میگیرد. و دیرتر هم خوب میشود. تازه اگر قسمتیش هم خراب شد نمیشود کند و دور انداختش دیگر چه برسد به پیوند اعضا!!! دعا کنید خدا جسم و روح سالم را همراه به شما بدهد. انشاا...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خوب چیست مگر. ما کلا نافرم غمگینیم. اگر غم خود اینجا نگوییم پس کجا این قلنبۀ گیر کرده در حلقمان را تف کنیم. نه خداییش. لامسب هر چی قورتش هم میدهیم باز پایین نمیرود بلکه در این دستگاه گوارش ما با ان اسید های قوی هضم شود و بعدش هم دفع شود. اما هیف به گمانم روح معده ندارد اگر داشت که اینجوری نبود. یا شاید دارد اما اسید ندارد ها؟؟؟؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به هر حال میگفتیم که حالمان خوب نیست :) و این خنده دار است. هر روز مقداری به خودما پوزخند میزنیم. آخر, آخره مسخره هستیم. حیف شد. راستش حیف از ما بود که اینگونه از دست برویم. این طور ظالمانه و سخت! و این قدر الکی. همیشه فکر میکردیم تلف شدن باید کلاس داشته باشد سر و صدا داشته باشد. غرور آفرین باشد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما یاد گرفتیم نه, علت لازم نیست حتما بزرگ و کمر شکن باشد. گاهی حتی یه پره کاه اضافه همچین آدم را زمین میزند آن سرش نااااااا پیدا.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; دیگر حوصلۀ مان از دیدن خودما هم سر رفته اه اه. چه قدر لوووووس&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن: ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 12:59:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=120</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-120.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلشکسته</title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://www.myup.ir/files/k68nmipb6pmogy73be60.jpg&quot; /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سلام خواهر, سلام برادر&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شبی برای بخش پیشنهاد سر آشپز یه غذای جدید دارم. دل و جیگگگگر.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حالا از شوخی گذشته. شبی فیلم دل شکسته رو دیدم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;و باید اقرار کنم که شاید جزو معدود فیلمهای ایرونی بود که تاااا این اندازه به قول اجنبی ها &quot;انترتینینگ&quot; بود. یعنی کاملا سرگرم کننده و گیرا بود. گذشته از تعدادی از باورهای افراط گونش فیلم طوری نبود که احساس کنین دارن به فهم شما توهین میکنن. و انگشتشون و به طرف شخص خاصی نگرفته بودن که این قشر آدمهای بدی هستن این قشر خیلی خوب و فرشتن. یه تعادل قابل قبول داشت به نظر من.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بازی و متن فیلم هم اوکی بود!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اماااااا امااااا آهنگ فیلم. وااااااااااااای خارق العاده بود. یعنی یه جوریایی همچین آدم و میبرد با خودش که گفتنی نیست شنیدنیه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خلاصۀ کلام من خیلیی خیلی کم پیش میاد (شاید اصلا تا حالا پیش نیامده باشه!) که به کسی پیشنهاد بدم اگر میخواد یه فیلم سرگرم کنندۀ جالب ببینه یه فیلم ایرونی نگاه کنه اما امروز باید اقرار کنم واقعا فیلم جالبی بود و اگه تا حالا ندیدینش حتما نگاش کنید. ارزش یه بار دیدن و داره :)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;http://benifun.blogspot.com/2009/10/blog-post_6922.html&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن:چون بلاگفا خر است و من نمیتونم لینک بزارم. نمیدونم چرا؟ آدرس بالا رو گذاشتم که وقتی موزیک متن فیلم و شنیدین و عاشقش شدین برین اینجا دانلودش کنین :) موفق باشین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن2: نه :)))) بهم پول ندادن تبلیق کنم داداش این مال بخش سر آشپزه یعنی جایی که من چیزهایی که دوست دارم به بقیه هم پیشنهاد میدم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 20:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=119</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طرح تشویق جوانان به ازدواج! </title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;180&quot; width=&quot;288&quot; src=&quot;http://www.cumulus-soaring.com/tost/Tost-Double-Ring-102000.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
ُسلام&lt;/p&gt;&lt;p&gt;من یه فلسفه ای برای خودم دارم و خیلی هم به این موضوع اعتقاد دارم&lt;a href=&quot;http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img height=&quot;61&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;79&quot; src=&quot;http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/000203FA.gif&quot; title=&quot;Click to get more.&quot; /&gt;&lt;/a&gt;. حالا میگم ,بیبینین که عین واقعیت نیست آیا؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به نظر من زندگیه آدم قبل از ازدواج مثل زندگیه بشر روی زمینه. یعنی عالی نیست. اما قید و بندی هم نداره. هر کار عشقش بکشه میکنه. هر چی خواست میپوشه هر چی خواست میخوره. هر مدل خواست خودشو بزک دوزک میکنه&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://myup.ir/images/6f56hcy5z4ygs5qh4ulr.gif&quot; /&gt;. با هر کی خواست دوست میشه. بار هرکی خواست رفت و آمد میکنه. هر وقت عشقش کشید میخوابه هر وقت خواست بلند میشه. به کسی هم چی؟؟؟ دخلی نداره... در واقع آقای خودشه&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;37&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; width=&quot;51&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://myup.ir/images/fxsug7rwvcr2pk5nr0s.gif&quot; /&gt;!!! رییس خودشه. &lt;/p&gt;
&lt;div&gt;اماااا...اما اون روزی که خدا میزنه پس کلۀ آدم. نمیدونم کور میشه؟ کر میشه؟ خر میشه&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/gen152.gif&quot; /&gt;؟ نونش نبود آبش نبود آخه چش بود که فیلش یاد هندستون میکنه و میخواد برای خودش همسر بگیره!!!! &lt;br /&gt;&lt;img height=&quot;38&quot; width=&quot;38&quot; src=&quot;http://msnsmileys.net/p/smileys/Plain_Yellow/Overwhelmed.gif&quot; /&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;43&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; width=&quot;42&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://msnsmileys.net/p/smileys/Plain_Yellow/Lovestruck.gif&quot; /&gt;حالا من نوشتم همسر شما بخون سر خر ( بله زن و مردش هم فرقی نداره آبجی. هر دوتاش بلای جونن برای طرف مقابلشون) دقیقا در اون لحظه است که طرف دچار مرگ مغزی میشه &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/dying.gif&quot; /&gt; فووت میکنه. بله &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/178.gif&quot; /&gt; اصلا به نظر من تاریخ فوت روی سنگ قبر باید این روز نوشته بشه &quot;روزی که خر طرف دم در آورد&quot; &lt;br /&gt;خلاصه از این لحظه است که آدم وارد عالم برزخ میشه. اوه اوه اوه. چه دورانه گندی. چه دوران یبسی. چه دوران مزخرفی. تا حالا که رفتین دندون سازی که؟ دیدین وقتی آدم تو اطاق انتظار نشسته حالش خوبه. پاشو که تو مطب دکتر میزاره ها به غلط کردن میفته. اما دییییییده نمیشه! &lt;br /&gt;بله در این لحظات مثلا عسلی (زهرمار) روزی نمیگزه که آدم به ... خوردن خودش پشیمون نباشه &lt;img src=&quot;http://myup.ir/images/8a668npaum5rrkfni7c.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;دایم داره شرایط و میسنجه ببینه کارش درست بوده یا نه. هی طرفشو سبک سنگین میکنه &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/143fs503525.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این دورانه که بعضی ها که مغزشون به طوره کامل ناک اووت نشده سر عقل میان جان مبارک کف دست گذاشته میگریزن &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/shrk.gif&quot; /&gt; یعنی در میرن!&lt;br /&gt;اما به هر حال یه عدۀ زیادی هم هستن که این قدر خوش شانس نیستن. یا کلا قاطی کردن &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://millan.net/minimations/smileys/weirdsmiley1.gif&quot; /&gt;یا مثلا اسمش و میزارن عشق!!!! &lt;img src=&quot;http://myup.ir/images/xwj0qk06qawwxg00rggg.gif&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://myup.ir/images/ndsht6wrzwgnpeo49bk.gif&quot; /&gt; زززززززرشک! &lt;br /&gt;بله این آدمای زرشکی اونایی هستن مثلا بوق میزن بووق بوووووووق بوبوق بووووووووقه ریتمش یا زنگ در فرق نمیکنه. هر اتفاقی که میفته دااااری دارییی رام دااااری داری دارییی رییام میکنن. زنشو نو که میبینن میگن گل به سر عروس یالا دامادو ببوس یالا!!! اییییییین طور آدمایی هستن. نه خداییش به عقلشون شک نمیکنین شما؟؟؟؟&lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/bd7.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله دیگه مه و خورشید و فلک در کار میشن و آدم دومین اشتباه بزرگ زندگیشو به طور موفقیت آمیز انجام میده. یعنی چی؟ ازدواااااااج میکنه!!! &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://myup.ir/images/bcw2swcn607zdun3oaz.gif&quot; /&gt; اسمشو میزاریم عملیات روزه رستاخیز. یعنی همه حتی فسیلهای فامیل جمع میشن تا شاهد مرگ و بعد دوباره زنده شدن این دو زوج عاااشق باشن &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/Vishenka_04.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله دیگه اسمش هم روش بود دیگه. شما دوباره زنده میشی. یعنی نزدیکه که دور از جون عقل چی؟ دوباره در شما ظاهر بشه. اما اون اوایل چون خطوط کمی شلوغه فرکانسا واضح نیست... نیست به اون صورت!!!! &lt;img src=&quot;http://myup.ir/images/2va6w3s0f8a59mlkset.gif&quot; /&gt; آآقا کجا؟؟؟ حواست اینجا باشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داشتم میگفتم. و از اون لحظه به بعد هست که یا نامۀ اعمالتونو به دسته راستتون میدن میرین بهشت &lt;img src=&quot;http://myup.ir/images/psizczok6tkj65p8c.gif&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://myup.ir/images/jgs6fgek4jq31ths89wu.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یا به افتخار اینکه بی زحمت و مجانی زندگی و برای طرف مقابل جهنم کردین حقوق بگیر میشین و ملائک ماهی پن قرون میریزن به حسابتون تو آسمونا. چرا چون کلی از باره زحمته اونا کم کردین دیگه!! &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/anwei.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;به به اون وقت فکر میکنین &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.millan.net/minimations/smileys/sharky.gif&quot; /&gt; تارک دینا شدین راه فرار هم نیست. &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.millan.net/minimations/smileys/hangin.gif&quot; /&gt; زندگیتون به مویی بنده تازه چیزی هم زیره پاتون نیست. &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/bb1.gif&quot; /&gt; .... شرح نداره این یکی. &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/148fs542321.gif&quot; /&gt; دپرسیون میگیرین یا شاید هم &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/budo.gif&quot; /&gt;جنون. زندگیتون میشه یه مبارزۀ همه جانبه &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/boxing.gif&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/42kmoig.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;و در آخر یا معتاد میشین &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/bg2.gif&quot; /&gt;یا عصبی و پریشون &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://myup.ir/images/p7977cujr38iyymsu8.gif&quot; /&gt;یاااااااااا بچه دار&lt;img src=&quot;http://www.millan.net/minimations/smileys/babysmiley1f.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آفرییییییییین. کسی هم به شما اعتراضی نمیکنه. چون شما پا جای پای اجدادتون گذاشتین. تبارک ا..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلاصه گفتم بدونین &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/bc9.gif&quot; /&gt;شما خواه پند گیر خواههه زن بگیر!!! &lt;img src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/tauruss.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوشته شده توسط: هابیت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=12&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 08:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=118</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من به توجه نیاز دارم!!! :)</title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>
ُسلام&lt;p&gt;روبه روی هم نشسته بودن. انگار آمده بودن سنگاشونو از هم وا بکنن و برن شاید هم بمونن. خودشون هم نمیدونستن. مشکل دقیقا اینجا بود, بعد از این همه سال هنوز خودشون هم نمیدونستن! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;امروز آمده بودن, نه مثل اون موقع ها که هنوز کلشون بوی قرمه سبزی میداد و بحث هاشون آخر فیلم هنری بود, با هم صحبت کنن. نمیخواستن ادعای فرهنگ و سواد بکنن. نمیخواستن قلنبه قلنبه صحبت کنن. میخواسن بی پرده حرف بزنن. ساده. بی آلایش. بی سرخ آب سفید آب برای پوست و موی دردشون. عین نون سنگک خودمونی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پرسید: دردت چیه؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جواب داد: گفتنی نیست. باید حسش کرد. فک کنم دیگه  خسته شدم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;گفت: داری زودی میبریا؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جواب داد: آره خوب. دو سال زوده. اقلا میباست 10 سالی بسوزم و بسازم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پرسید: آخه چه کنم. چه کار کنم که تو اینجوری فکر نکنی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جواب داد: نمیدونم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;.......&lt;/p&gt;&lt;p&gt;گفت: باشه قبول. اما همش تقصیر من نبود. بود؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جواب داد: نه نبود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;گفت: تو نذاشتی من بهت نزدیک بشم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جواب داد: قبول. اما همون قدر که من خشک بودم تو بی سیاست بودی. میخواستم وجودت کنار من باعث بشه احساس کنم خاصم. یه موجوده استثنایی که خدا برات فرستاده تا زندگی تو رنگ و بو بده. میخواستم برات استثنایی باشم و این و احساس کنم. میخواستم تو هم برای من یه معجزه باشی. اما به نظرم نشد. یعنی... نشدیم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اینبار چیزی برای گفتن نداشت. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بله خواستم بدونین. مرد و زن فرقی نداره. درسته آدما نیاز دارن بشنون که دوسشون دارین. اما بدونین. فقط گفتنش کافی نیست. یک نیاز بالاتری در هر شخصی وجود داره. که اگر این نیاز بر طرف نشه هیچ وقت زندگی براش شیرین نمیشه. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بزارین طرف مقابلتون با تمام سلولهای وجودش احساس کنه که برای شما همون معجزۀ استثنایی بوده. بزارین احساس خاص بودن بهش دست بده. این مشکل ماهاست. درده ما اینه. ما به توجه احتیاج داریم اما خودمون هم گاهی نمیفهمیم. یا اگه بفهمیم از خودمون کم توقعیمون میشه. مگه بچه ایم ما!!! برای همین دنبال یه بهانۀ بهتر میگردیم برای توجیح این درد. میچسبونیمش به بی پولی, خونه, کار, ماشین.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بابا دیگه چرا به خودمون دروغ میگیم. کیه که وقتی مریض میشه دلش نخواد یکی بغلش کنه و بهش بگه خوووب میشی. یا وقتی خواب بد میبینه کسی کنارش بیدار بمونه تا اون خوابش ببره. همه چیز و پیچیده, فلسفی نکین.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یاد بگیرین وقتی نیاز دارین لب و لوچتونو آویزون بکنین و بگین&lt;strong&gt; من دچار کمبود توجه شدم لطفا به من توجه کن!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;والا&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن: راستی یادتون نره. شما مرکز جهان نیستین که قرار باشه همه کار و بارشون و بزارن کنار و به شما توجه کنن. نهههه شمام باید چشم و گوشتو باز کنی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن2: تولد اماممممممممم رضا (ع) سلام مباااااااااااارک امیدوارم همه عیدی های خوبی بگیرین! :)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن3: مامان میگن آدم مگه روز تولد کادو میده میگیره!!! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 51);&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 18:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهر* قصه! </title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>
سلام&lt;p&gt;امروز با یه پیشنهاد سر آشپز آمدم! &lt;a href=&quot;http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img height=&quot;100&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;100&quot; src=&quot;http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/0002044C.gif&quot; title=&quot;Click to get more.&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شما شهر قصه یادتونه؟ من که نیست.  من اون موقع ها نبودم اما تعریفشو زیاد شنیده بودم به طوری که انگار من هم اون موقع بودم در حالی که نبودم ولی جو گیرش بودم... حالا بابا بود و نبود و ول کنین. امروز میخوام یه لینک براتون بزارم هم برای اونایی که بودن اون موقع ها و دلشون هوای شنیدن دوبارۀ صدای پر غم و غصۀ آقا موشرو کرده هم برای شما که نشنیدین اما تعریفشو شنیدین هم برای شما که شامل هیچ کدون از این دو گروه بالا نمیشین! &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(255, 153, 0);&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(255, 153, 0);&quot;&gt;http://www.parand.se/ra-mofid-panevis.htm&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چون بلاگ فا خر است من آدرس و اینجا گذاشتم. خودتون کپی پیستش کنین و حتما بهش سر بزنین و حتما به شعراش گوش بدین توی این روزهای پاییزی این قده میچسبه. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;از من به شما نصیحت! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;همین&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=12&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 08:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزی که صحرا ما را خورد!</title>
<link>http://hobbit.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>&lt;img src=&quot;http://www.corbisimages.com/Images/spacer.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ُسلام&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خوبین؟ من هم خییلی خوبم. فقط مختصر سرمایی خوردم (نترسین از راه اینترنت تا جایی که من میدونم منتقل نمیشه!) سردردم و تبور و بیمار و کمر درد &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10&quot;&gt;&lt;img height=&quot;74&quot; border=&quot;0&quot; width=&quot;78&quot; title=&quot;Click to get more.&quot; src=&quot;http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/000203FC.gif&quot; /&gt;    &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;خلاصه شما بهش میگین خراب من میگم &quot;اگر با دیگرانش بود میلی این قدر به من حال اساسی نمیداد لیلی&quot; گاهی از کاره خودم در عجب میشم. یه وقتهایی عین یه نوزاد بی طاقتم و گاهی رستم دستان میشم &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; title=&quot;Click to get more.&quot; src=&quot;http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/0002006E.gif&quot; /&gt;&lt;/a&gt; امروز هم از اون مدلی هاش شدم که هر چی اون بیشتر گوشه من و میپیچونه من بیشتر کوتاه میام و بیشتر حال میکنم. از قدیم گفتن دیوانه گی هم عالمی داره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میخواستم از سفرمون بگم. راستش با مامان بابا یه هو تصمیم گرفتیم بریم پابوس امام رضا (ع) قربونشون بشم. این سفر شیرین ترین سفری بود که از اول عمرم رفتم. و کلی اتفاق جالب هم برامون افتاد. با ماشین داشتیم میرفتیم که وسط بیابون ماشین شرمندۀ ما شد و ما موندیم و کلی شن و خاک و خ*س و یه جادۀ بی سر و ته و یه آسمون بی پایان و یه آفتاب داغ پس کلمون. اگر بخوام هم نمیتونم بگم چه درسی یاد گرفتم این آخه یه تجربۀ شخصیه هر کسی باید خودش بره توش اما این و بگم اون وسط سر ظهر یه تکه پارچه پهن کرده بودم رو شن ها و داشتم نماز میخوندم. هوا این قدر داغ بود که سجده که میکردم پیشونیم میسوخت. و دقیقا تو اون لحظه بود که یهو اییییییییین قددددددر خدامو بشتر و خاصتر از همیشه دوست داشتم که باورم نمیشدم. اون لحظه بود که واقعا خدامو از رگ گردنم هم به خودم نزدیکتر احساس کردم. اون لحظه بود که معنای واقعیه تسلیم و رضا رو فهمیدم و یه لبخند گنده نشست روی لبم. خیلی حسه خاصیه خیلی منحصر به فرده میگم از اون چیزهایی که باید آدم شخصا تجربه کنه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما خوب اینم به من ثابت شد آدم تو سختی هاست که آدم میشه. شینیدین قدیمی ها میگن اون موقع ها هیچ کدوم از این امکانات نبود اما زندگی ها هزار برابر شیرین تر بود خوب راست میگن عزیزم راست میگن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلاصه اینکه امروز و الان و در حاله حاضر دارم به زندگیم فکر میکنم و همش این مصرع میاد تو ذهنم که &lt;br /&gt;&quot;کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد!&quot; و میخوام در جوابش بگم الان همین الان. خوب خاطر حزین هم عالمی داره!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پ ن: چرا دیگه نمیشه عکس از کوربیس اینجا گذاشت؟؟؟؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=12&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 15:51:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hobbit&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>hobbit</dc:creator>
<guid>http://hobbit.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
